مدت‌ها بود که می‌خواستم یه فوتوبلاگ راه بندازم و توش بهترین‌ عکس‌های روز رو بذارم اما خوب وقت نمی‌شه، اما برای این‌که یه حالی به حول خودم و احوال شما داده باشم، عکس‌های سال۸۶ منتخب خبرگزاری فارس رو اینجا گذاشتم. امیدوارم این شروع خوبی باشه. هم‌چنین دارم در صفحه “رییس” عکس‌های بزرگان نظام رو جمع می‌کنم و به زودی یه آرشیو خوب از شخصیت‌ها اونجا می‌ذارم واسه بروبچ روزنامه نگار فکر کنم حسابی کاربردی باشه. از این به بعد سعی می‌کنم خیلی زود به زود آپ شم و بیشتر به هیجان وادارتون کنم. چون می‌دونم که خیلی آدم دوست‌داشتنی‌ای هستم. {ریزخندیدن}

نکته: هر کدوم از این‌ عکس‌ها رو هم که خوشتون اومد روش کلیک کنین باز می‌شه. زیر هر عکسی‌هم یه دکمه Next و previous هست که شما رو به عکس قبلی و بعدی راهنمایی می‌کنه. ضمنا اگر از پیوند [Show as slideshow] استفاده کنین به صورت فلش عکس‌ها رو می‌بینین. تا فردا خداتون نگه‌دار.

برچسب‌ها:, , , , , , ,
نوشته شده در رسانه

نوشته شده توسط علی اردستانی ۷:۲۰ ق.ظ     |     نظرات (۹)

مردم چشم من همه کورند

به بینایی تو

در آغوشم کش داغ

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بعدا نوشت:

۱/بنده از همین جا اعلام می‌دارم که منظور این نبشته هرگز عشق آن هم از نوع افلاطونی نبوده

۲/ بنده مجددا از همین جا هرگونه ابتلا به عشق را تکذیب و عمیقا از این عمل شنیع تبری می‌جویم و یاد آور می‌شوم که دوست داشتن از عشق بهتر است

۳/ به دوستان وصیت می‌کنم اولین معنای تبادر کننده! به ذهن را صحیح ترین معنا نپندارند و اندکی در محتوا غور کنند

۴/ این نوشته را با نگاهی فیزیکی باز خوانی کنید (هر چند نباید خودم را به متن سنجاق کنم)

۵/ روز مادر-زن را هم به همه تبریک می‌گم

برچسب‌ها:, ,
نوشته شده در پرسه ها

نوشته شده توسط علی اردستانی ۸:۵۹ ق.ظ     |     نظرات (۳۳)

همه چیز رو به افول است
حتی تو
در من

نوشته شده در پرسه ها

نوشته شده توسط علی اردستانی ۶:۵۰ ق.ظ     |     نظرات (۴)

پرسه، قدم زدن سرخوشانه و آرامی است برای لذت بردن از نفس‌ها که هر لحظه فرا می‌آیند و فرو می‌روند. و لحظاتی که هر آن جلوتر می‌روند و تو خود نیک می‌دانی که از قلک بودن‌ات یکی یکی کم می‌شود، اما کودکانه با آن‌ها لج‌بازی می‌کنی و از این بودن لا قیدت شاد می‌شوی و گام بر‌میداری و پیش می‌روی تا آن‌جا که این دست‌آویز‌ها و پای‌بند‌های لعنتی در گوشت نجوا می‌کنند که وقت باز‌گشتن‌ است. تو از شلوغی سمج و توان‌فرسای زندگی جمعی، به صرافت رهایی و جدایی و تنهایی می‌افتی و به پس‌کوچه‌های دنج و ساکتی پناه می‌بری تا در آن پرسه بزنی. به خلوت‌گاه تنهایی‌ات پناه می‌بری. و آن‌گاه تو جمع گریزی. در این تردید نداری، اما باور‌هم نداری که انزوایی درکار باشد. تنها به خودت فکر می‌کنی و این که چه‌قدر خودت را دوست داری و دیگران را که تو را از خودت کم می‌کنند، دوست نداری. راستش من هم حال تو را دارم.

خسته و بی تمنای زندگی جمعی. همیشه این‌طور بوده‌ام. خودم را بیشتر از دیگران دوست داشته‌ام و تنهایی را بیشتر از خودم حتی. این طور بهتر است. می‌دانی؟

نوشته شده در پرسه ها

نوشته شده توسط علی اردستانی ۷:۰۹ ب.ظ     |     نظرات (۴)

محمد هاشمی ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در خصوص چگونگی درگذشت آیت الله توسلی گفت: براساس آیین نامه مجمع تشخیص ، هرکدام از اعضا می توانند در صورت تمایل ، قبل از شروع جلسه رسمی - که با تلاوت قرآن صورت می گیرد - در مورد مسائل روز به اظهار نظر بپردازند و صبح امروز نیز ، در حالی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ،قصد اعلام شروع جلسه رسمی مجمع را داشت ، مرحوم توسلی دست خود را بلند کرد و گفتن قصد بیان چند جمله ای را دارد . محمد هاشمی افزود: آیت الله توسلی در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه ای از حضرت امام (ره) که در سال ۱۳۶۱ نوشته شده بود ، قرائت کرد که بر اساس یکی از فراز های این نامه حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد. وی یادآور شد: مرحوم توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر ، منقطع سخن می گفت .هاشمی اضافه کرد : آیت الله توسلی با یادآوری این که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند ، خاطره ای  را از دوران حیان حضرت امام (ره) نقل کرد که بر اساس آن یک زن و دو مرد ، که ادعای ارتباط با امام زمان را داشتند ، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات می خواستند و امام در رابطه با آنها سه سوال را مطرح کرد که اگر آنها به این سه سوال جواب دادند ایشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که یکی از این سوال ها فلسفی بود که تعبیرش در ذهنم نیست و سوال دوم و سوم این بود که امام از این سه پرسید: “از امام زمان (عج) بپرسید من به چه چیزی علاقه دارم و شیء باارزشی راگم کرده ام ، آن چیست؟” که بعد از بازگشت این سه نفر و ارائه پاسخ ها ، امام فرمودند اینها شیادند و آنها را راه ندهید . هاشمی اضافه کرد: آیت الله توسلی در ادامه در حالی که مطالبی را از قبل آماده کرده بود ، و با استناد به انها سخن می گفت ، مطلبی را از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب ، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد  در زمانی که به کلمه” واپسگراها” رسید از روی صندلی به پایین افتاد که بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود ، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.  

برچسب‌ها:, , , , , , ,
نوشته شده در جامعه, رسانه, پرسه ها, کوچه هاي بنفش

نوشته شده توسط علی اردستانی ۸:۵۰ ب.ظ     |     نظرات (۸)